خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به فکر کار نیفتاده روزگار گذشتکنون چه کار کند کس که وقت کار گذشت
۲
غبار راهِ سواری شدم ولی از ضعفچو گرد تا ز زمین خاستم سوار گذشت
۳
ز بیم هجر ندیدیم ذوق وصل، افسوسکه عمر نشئة ما در غم خمار گذشت
۴
تمام عرصة دل پر ز گرد اغیارستعجب عجب که توانیم ازین غبار گذشت!
صفحهٔ ۱ از ۲