خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفتدم زدم از زلف او هنگامه بوی گل گرفت
۲
از صریر کلک، صوت عندلیب آید به گوشبسکه در تحریر نامت خامه بوی گل گرفت
۳
جوش بلبل بر کبوتر جلوة پرواز بستتا چو برگ گل زنامت نامه بوی گل گرفت
۴
هر گره از طرّة بند قبایت غنچهایستتا ز همدوشیِّ سروت جامه بوی گل گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲