خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارددلم هنگامة اهل جنون را مضطرب دارد
۲
به من گرم تواضع آن بت و اشکم سراسیمهکه گرمی کردن خورشید خون را مضطرب دارد
۳
چه سان پنهان کنم مهر تو بر اغیار سنگین دل!که غمهای تو بیرون و درون را مضطرب دارد
۴
به حال کس نمیپردازد از بس بیقراریهاچه یارب این سپهر سرنگون را مضطرب دارد؟
صفحهٔ ۱ از ۲