شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان داردهمیشه خنجر او حرف خونم بر زبان دارد
۲
به ابرویش نهادم دل ولی از بیم می‌لرزمچو آن مرغی که بر شاخ بلندی آشیان دارد
۳
فریب خط مخور، از فتنة چشمش مشو ایمنهنوز ابروی او ناجسته تیری در کمان دارد
۴
به خونم می‌کشد طفلی که می‌ریزد سرشکم رانهان گر کشته گردم اشک از خونم نشان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth