خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ما عمریست زلف یار سودا در میان داردخم و پیچی که دارد جمله با ما در میان دارد
۲
به دست ما اسیران بلا سررشتة کارینخواهد بود تا زلف بتان پا در میان دارد
۳
نه از فرهاد بر جا ماند نقشی نه ز خسرو همفسون عشق عمری شد که ما را در میان دارد
۴
نیاز ما به عجز از زور ناز او نمیمانددو پرگاریم، گردون خوش تماشا در میان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲