خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق آنست که در بر گل رویی داردعارف آنست که دستی به سبویی دارد
۲
بلبل از باغ به طوف دل ما میآیدیارب این غنچه ز گلزار که بویی دارد!
۳
چارهها کرد که از تاب تو رسوا نشودچه کند، آینه در پیش تو رویی دارد!
۴
حبّذا میکده کز دولت ساقی آنجاهر کسی پای خم و دست سبویی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲