خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوران حیله باز زما روبرو بردیک نان دهد به ما و هزار آب رو برد
۲
گردون تنگ عیش به یک قرص ساختستصبح از دهن بر آرد و شامش فرو برد
۳
دوشم که زیر بار جهان بود سالهاآن قوّتش نماند که بار سبو برد
۴
از جویبار جدول زخمم گل بهشتپیوسته آب در چمن رنگ و بو برد
صفحهٔ ۱ از ۲