شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۳۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زدنوای جغد آتش بی‌تو در ویرانة ما زد
۲
چنان در قتل ما بازار رشک دلبران شد گرمکه خود را شعله بی‌تابانه بر پروانة ما زد
۳
دل از یاد لب لعلش به خون شعله می‌غلتدچه می‌بود اینکه آتش در دل پیمانة ما زد
۴
نبود از نوبهار گریة ما هیچ تقصیریکه برق آفتی پیدا شد و بر دانة ما زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth