شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل نظر چون بر رخ آن بی‌ترحّم می‌کندهمچو زلف او ز حیرت دست و پا گم می‌کند
۲
هرزه چشمی‌های چشمم دایم از دخل دلستساغر این دریا دلی از پهلوی خم می‌کند
۳
ذوق درد از ساغر می یاد می‌باید گرفتدل پر از خونست و در ظاهر تبسّم می‌کند
۴
افعی زلف تو از جادووشی چون روزگارآنکه جو را در کف اغیار گندم می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth