خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبودنه صدف را سینه کردم چاک، یک گوهر نبود
۲
سیر آتش خانهها کردم به بال شعله دوشآنقدر گرمی که در دل بود در اخگر نبود
۳
گردِ غم تا رُفته شد از سینه دل افسرده شدپشتگرمیهای آتش جز به خاکستر نبود
۴
ذوق بیبال و پریها کار ما را خام کردورنه در بزمش دل از پروانهای کمتر نبود
صفحهٔ ۱ از ۲