خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کم کنم شیون نمیخواهم که نقص غم شودپر نگریم خون دل ترسم که دردی کم شود
۲
سالها در چشم ما جا داشتی سودی نداشتگر پری با مردم این الفت کند آدم شود
۳
شور بختی بین که بر داغ دل بیطاقتمسودة الماس ریزد حسرت و مرهم شود
۴
خاطر از برگ گل نازکتری داری مبادگر وزد بر وی نسیم شکوهای در هم شود
صفحهٔ ۱ از ۲