خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشایدزبان بستم که قفل سینه از گفتار نگشاید
۲
ز دین برگشته را از کفر هم کامی نشد حاصلگره کز سبحه در دل ماند از زنّار نگشاید
۳
نسیمت گر به گلشن وا کند دکّان عطّاریز خجلت غنچه رخت خویشتن از بار نگشاید
۴
پریشان خودم دارد سر زلفی که از غیرتمتاع خویش در هر کوچه و بازار نگشاید
صفحهٔ ۱ از ۲