شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دیددر خواب به آغوش و کنارش نتوان دید
۲
ای خضر ترا چشمة حیوان، که مرا هستدریای سرابی که کنارش نتوان دید
۳
خونگرمی گل می‌کشدم سوی چمن لیکنشتر به جگر ریزی خارش نتوان دید
۴
ساغر همه چیزش خوش و زیباست ولیکناین هست که لب بر لب یارش نتوان دید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth