خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه پیرم هست در دل ذوق تأثیرم هنوزچون کمانم پشت و، من با شوخی تیرم هنوز
۲
با وجود آنکه چندین چشمه خونم در گلوستهمچو طفل غنچه شبنم میدهد شیرم هنوز
۳
یک چمن گل ریخت هر شاخ تمنّا بر زمینمن درین گلشن چرا چون غنچه دلگیرم هنوز!
۴
صفحة صحرا ز حرف نقش پای من پُرستگرچه در مشق جنون چون سطر زنجیرم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳