خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رحمش نمیآید به من چندانکه میسوزم نفسمن تنگتر سازم نفس او تنگتر سازد قفس
۲
من خود فتادم از نفس، یکم دم نگفتی ناله بسمردم من ای فریادرس، فریادرس، فریادرس
۳
در هجر آن روی چو مه و زیاد آن زلف سیهدر دیده میغلتد نگه در سینه میپیچد نفس
۴
کس خود نمیداند کیم حیران چنین بهر چیممن آنکه بودم خودنیم، چون من مبادا هیچکس
صفحهٔ ۱ از ۳