خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدر سنبل بشکند چون واکند گیسوی خویشنرخ جان بندد چو آرایش نماید موی خویش
۲
سر به گردون از چه رو ساید ز خوبی آفتابگرنه در آیینة روی تو بیند روی خویش؟
۳
موج عنبر از سر نسرین و سنبل میگذشتشب که نکهت بر چمن میبیخت از گیسوی خویش
۴
داشت در بیهوشی عشقش سرم را در کناربرندارم سر از آن از سجدة زانوی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲