خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهرزه سلسله بر هم نمیزند آن زلفبه جمع کردن دل میکند پریشان زلف
۲
که ضبط دل کند اکنون که با کمال غروردو اسبه تاخته در دلبری به میدان زلف؟
۳
سیه گلیمی چون من چه گل تواند چیدکه آتش از رخ او میبرد به دامان زلف
۴
برای شورشم اسباب جمع میگرددگهی که بر رخ او میشود پریشان زلف
صفحهٔ ۱ از ۴