خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیرخت با تیرهروزی روزگاری ماندهامهمچو خاکستر ز آتش یادگاری ماندهام
۲
چشم بر خاکسترم باشد هنوز آیینه رارفتهام بر باد لیکن سرمهواری ماندهام
۳
من کجچا و از تو تاب این قدر دوری کجاخود نمیبایست ماندن زنده، باری ماندهام
۴
خاک گشتم در رهش لیکن همان قدرم به جاستتوتیای دیدهها مشت غباری ماندهام
صفحهٔ ۱ از ۲