شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۵۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان در کوی او افتادگی را کار می‌بستمکه عهد دوستی با سایة دیوار می‌بستم
۲
بسان غنچه با یاد لبش در کاروان اشکز لخت دل متاع برگ گل دربار می‌بستم
۳
خوشا عهدی که آن بد خو به قصد امتحان منگره از زلف وا می‌کرد و من در کار می‌بستم
۴
کنون از نیش موری رنجه‌ام کو آنکه هر ساعتبه افسون سر زلفش زبان مار می‌بستم؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth