خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارمبرآید کام من شاید بکوشم تا نفس دارم
۲
تمنّای گلستانم نگیرد دامن رغبتکه من شاخ گلی با خود ز هر چوب قفس دارم
۳
ز شاخ همّتم با دست کوته میل گلچینی استهوای اوج عنقا با پرو بال مگس دارم
۴
هزاران منزلم طی گشت و من در اولین گاممکه از برگشته بختی پا به پیش و رو به پس دارم
صفحهٔ ۱ از ۳