شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک ره سؤال کن گنه بی‌گناه خودزین چشم پر تغافل اندک گناه خود
۲
زان نیمه شب بترس که در تازد از جگرتا کی عنان کشیده توان داشت آه خود
۳
دادیم جان به راه تو ظالم چه می‌کنیسر داده‌ای چه فتنهٔ چشم سیاه خود
۴
بردی دل مرا و به حرمان بسوختیاو خود چه کرده بود بداند گناه خود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth