شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۶۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌شد از طَرة او کام دل آسان دیدنمی‌توانستی اگر خواب پریشان دیدن
۲
ما گذشتیم ز فکر سر و سامان چه کنیمنتوان زلف ترا بی سرو سامان دیدن!
۳
زده‌ای دستة گل بر سرو داغم چه کنمبار بر خاطر دستار تو نتوان دیدن
۴
غم ایّام چه بودی همه با من بودیکه پریشان بودن به که پریشان دیدن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth