شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۶۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم می‌رمید از منولی درد دلِ ناگفته گاهی می‌شنید از من
۲
من آن نامهربانی‌ها که می‌دیدم نمی‌بینمنمی‌دانم به غیر از مهربانی‌ها چه دید از من!
۳
نمی‌دانم کباب ناز بودم یا عتاب امشبهمین دانم که خونابی به حسرت می‌چکید از من
۴
تو طاقت دشمن و، آنگه من و طاقت، محالست اینکنون آن صبر و آن طاقت که می‌دیدی رمید از من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth