خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۶۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار رفت و نچیدیم گل ز گلشن اوچمن چمن نشکفتیم از شکفتن او
۲
کشید گوشة دامن ز ما ولی در حشرچو خون کشته بود دست ما و دامن او
۳
سپهر کام دل من نداد و میترسمکه دود ناله برآرد دلم ز خرمن او
۴
چو شیشه هر که تنک ظرفیی کند در بزمبه قول مفتی خم خون او به گردن او
صفحهٔ ۱ از ۳