شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۷ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز این چه فروغست زگل صحن چمن راآموخته گوئی هنر کان یمن را
۲
نی کان یمن نیست بدین رنگ و بدین بویما ناز بهشت آمده سرمایه چمن را
۳
گر شاخ شجر باج نخواهد زمجرهاز چیست که آورده گرو عقد پرن را
۴
گر لاله بضاعت نگرفت از کف موسیپس کرده چرا تالی بر طور دمن را
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth