→ دیوان اشعارجیحون یزدی
جیحون یزدی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱سپاس آنکه بروی زمین و پشت سما←شمارهٔ ۲ - در منقبت اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب سلام الله علیهگفتم بعقل دوش که ای آیت هدی←شمارهٔ ۳ - در تهنیت عید غدیر و ستایش علی بن ابیطالب سلام الله علیهمست از غدیرخم نگر مهر و مه و ارض و سما←شمارهٔ ۴ - در منقبت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب (ع)ای بررخ رنگینت زآن طره مشکینا←شمارهٔ ۵ - ولهکی نرم میتوان دل جانان را←شمارهٔ ۶ - در مدح قاطع برهان و شریک قرآن واهب الفتح و النصرحجت عصر (ع)جز او که وسمه بر ابروی دلستان کشدا!←شمارهٔ ۷ - ولهباز این چه فروغست زگل صحن چمن را←شمارهٔ ۸ - در تهنیت ولادت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلامماه مبارکچهر من می ده که شد ماه رجب←شمارهٔ ۹ - و لهگفتم از گردون کنم اسب و ز ماهِ نو رکاب←شمارهٔ ۱۰ - ولهخورشید وش شود سوار آن نگار اسب←شمارهٔ ۱۱ - ولهای ترک جنگ جوی ترامغفر آفتاب←شمارهٔ ۱۲ - ولهجشن میلاد خداوند سفیران خداست←شمارهٔ ۱۳ - در مدح عصمت کبری صدیقه صغری حضرت معصومه سلام الله علیهااین بارگه که چرخ بر رفعتش گم است←شمارهٔ ۱۴ - ولهبدست خواجه که از فرا و جهان برپاست←شمارهٔ ۱۵ - در مدح کنزالامجاد و فخرالاوتاد مروج الادباء آقا علی آقا زید عزهبسکه شیرین حرکات آن پسر سیمبر است←شمارهٔ ۱۶ - در تهنیت عید رمضانرسید عید و بدانسان بروزه بست جهات←شمارهٔ ۱۷ - ولهرخشد از چهره همی جلوه شمس و قمرت←شمارهٔ ۱۸ - ولهتا عبای شه بدوش خویش میر ما گرفت←شمارهٔ ۱۹ - در تهنیت عید قربانعید قربان بود و حاج به درک عرفات←شمارهٔ ۲۰ - ولهخوش به تو نقاش طرحی دلستان افکنده است←شمارهٔ ۲۱ - ولهای که زلف تو ولی نعمت مشک ختن است←شمارهٔ ۲۲ - در تهنیت عید قربانجشن اضحی شد و بر طوف حرم کوشش حاج←شمارهٔ ۲۳ - ولهجشن میلاد شه دنیا و ما فیها بود←شمارهٔ ۲۴ - ولهچون ماه من به جانب لب ساغر آورد←شمارهٔ ۲۵ - ولهچو ظل خسروی از خاتم شه برتر از جم شد←شمارهٔ ۲۶ - ولهمیم دهان لعبتی نخواهنده ابجد←شمارهٔ ۲۷ - ولهنگار من چو بخیزد به نارون ماند←شمارهٔ ۲۸ - ولهچنین که جلوه گل از طرف مرغزار کند←شمارهٔ ۲۹ - ولهچهر نواب از طرب رخشان تر از اجرام شد←شمارهٔ ۳۰ - ولهعید آمد و ما را ز غم روزه رها کرد←شمارهٔ ۳۱ - در تهنیت عید غدیر و منقبت مولای متقیان علی بن ابیطالب علیه السلامبت من که از لطافت بودش ز روح عنصر←شمارهٔ ۳۲ - ولهمرا تُرکیست مشکینموی و نسرینبوی و سیمینبر←شمارهٔ ۳۳ - ولهای که ز چشم و لبت نوبت بوس و کنار←شمارهٔ ۳۴ - ولهگفتم بتا هوای سفر بینمت به سر←شمارهٔ ۳۵ - ولهبجز امسال که آمد زسفر عید و امیر←شمارهٔ ۳۶ - مطلع ثانیکای بهر مرحله اجرام مشار و تو مشیر←شمارهٔ ۳۷ - ولهای چهره و لعل تو یکی نور و یکی نار←شمارهٔ ۳۸ - ولهچون خلیل از خلعت خُلّت ز حق شد کامگار←شمارهٔ ۳۹ - ولهنوروز در رکاب ولیعهد کامگار←شمارهٔ ۴۰ - ولهبستم چو زی گشاده رواق ملک کمر←
۱ از ۳صفحهٔ بعد ←