شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۱ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترک جنگ جوی ترامغفر آفتابچشمت کشیده تیغ ز ابرو بر آفتاب
۲
ای آفتاب حسن برون نه زحجره پایتا سر زخاوران نزند دیگر آفتاب
۳
تا لعل لب نگشت عیان زآفتاب توباور نشد که باشد کان پرور آفتاب
۴
گاهی فشانده لعل تو از آفتاب درگاهی نهفته جعد تو در عنبر آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth