خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۲۷ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگار من چو بخیزد به نارون ماندولی اگر بنشیند به نسترن ماند
۲
به گاه تکیه زدن چون بنفشه است ولیکاگر بخفت به یک تلّ یاسمن ماند
۳
بدین سرین که مر او راست سخت و شیرینکارچو برجهد که برقصد به کوهکن ماند
۴
سرشته شد مگر از جوهر غزال ختنکه چشم او به رم آهوی ختن ماند
صفحهٔ ۱ از ۵