شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۳۷ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای چهره و لعل تو یکی نور و یکی ناراز نور توام آذر و از نار تو آزار
۲
رخسار تو نوری‌ست که هی نار دهد برلب‌های تو ناری‌ست که هی نور دهد بار
۳
ای خط تو چون مور ولی مور دل‌آشوبوی زلف تو چون مار ولی مار تن‌اوبار
۴
از مار تو نالان و ضعیفم همه چون موروز مور تو پیچان و ذلیلم همه چون مار
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth