خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۴۴ - مطلع ثانی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خدیویکه وجودت زخدائی اعزازکرده بر خلق در رحمت و آسایش باز
۲
در دل مهر فروغت چه غم از کین حسودکه مصونست کلیم از خطر شعبده باز
۳
کاخ اطعام ترا از بن دندان گردیدقرص خور نان و فلک خوان و سحرگه خباز
۴
خضر را گویند زان خضرش گشته است لقبکه دمد سبزه بهر جای نشیند زاعجاز
صفحهٔ ۱ از ۳