خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۶۰ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لبت آتش سوزان و عذار تو ارمچشم مست و خم ابروی تو محراب حرم
۲
چشم تو مست و لبت آتش سوزان و که دیدمست اندر حرم و آتش سوزان به حرم
۳
من همی خواهم بی تو نخورم هرگز آبتو همی خواهی با من نزنی هرگز دم
۴
من ز تو زار و تو بیزار ز من واین بشگفتآدمی چون که پری دید و پری چون آدم
صفحهٔ ۱ از ۱۳