خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۶۴ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نامه نوشتم به دلربای خود از قمکای بت شیرینسخن سلام علیکم
۲
در قم از ری به طمطراق زدم تختلیک به یزد این دو روزه میرسم از قم
۳
مردمِ چشمم ز یُمنِ خدمتِ خسروننگرد از کبر بر معارف مردم
۴
پای سریر شه از سخن به ادیبانفرق من آمد سزای تاج تسلم
صفحهٔ ۱ از ۶