خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکردگرچه گستاخیست میگوییم پرخوبی نکرد
۲
با وجود کاروان مصر کز هم نگسلدیوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبی نکرد
۳
کشت ما را هجر و یاری بر در سلطان وصلجامهٔ خون بستهٔ ما بر سر چوبی نکرد
۴
دورم از مطلب همان به آنکه هرگز هیچکساینقدرها جهد در تحصیل مطلوبی نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲