خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۹۲ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لعل روانبخش تو از آب بقا بهآن آب بقا نیز به کام دل ما به
۲
زلفین تو چون پرّ غُراب است ولیکناین پرّ غُرابیست که از فرّ هما به
۳
از خوی توام بیم و به روی توام امّیدآری دل عاشق همه در خوف و رجا به
۴
مویت مکن این گونه گره بر زبر سرکاین رهزن دلها بُوَد و باز رها به
صفحهٔ ۱ از ۹