شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۷ - وله

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دختری مشغله‌سوز و پسری شعبده‌سازدیرگاهی است که در کاخ منند از سر ناز
۲
دختر از دودهٔ لیلی پسر از خیل ایازمن چو مجنون و چو محمود از ایشان به گداز
۳
گهم این یک به نشیب و گهم آن یک به فرازگشته زین هر دو مرا آخر عمر اول غم
۴
دخترک گاه ز در دست بَرَنجَن خواهدگوش از آویزهٔ یاقوت مزیّن خواهد
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth