خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱۸ - وله
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مه که قد تست فتن زا قیامتینی نی زقامت تو قیامت علامتی
۲
بر رخ نمانده باز چو باب سلامتیبازم مجو بسجن سکندر اقامتی
۳
هل خیمه را فرود و بکش رخش زیر زین
۴
جائی که بازسخره عصفور می شودنار از زبانه طعنه زن نور می شود
صفحهٔ ۱ از ۱۷