شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شبی کآن پسر از مهر به تمکین من استسرو در بستر و خورشید به بالین من است
۲
هر که دید اشک مرا خواست ببیند رخ اوماه را بین که غرامت‌کش پروین من است
۳
عشقبازی به خم طُرّهٔ سیمین‌ذقنانگرچه کفر است ولیکن چه کنم دین من است
۴
تا فتاده است مرا از لب تو شور به سرهمه جا وصف سخن گفتن شیرین من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth