خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هی سر زلف خون آن شوخ پری زاده زندخوی بدبین که شبیخون بهر افتاده زند
۲
گشت لوح دلم از خال و خطش عکس پذیرهرچه نقش است بما آن پسر ساده زند
۳
بگذر ای شیخ زخاک در خمار بخیرکآب او آتش در دامن سجاده زند
۴
سرو رابی ثمری از تو خجل کرد بلیمرد باید که دم از دولت آماده زند
صفحهٔ ۱ از ۳