خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ ندانم که بود نازک و سیمینتر از ایندل ندیدم که سبک باشد و سنگینتر از این
۲
چهره ام زرد و جهانم سیه و اشکم سرخنشود کار کس از عشق تو رنگینتر از این
۳
چند گویی که حدیث از لب من باز مگوما نداریم دگر صحبت شیرینتر از این
۴
گر بلند است قدت بوسه زنم بر نافتبلکه شادم ز جمال تو به پایینتر از این
صفحهٔ ۱ از ۲