خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ورق عشق تو دفتر آیین منموی تو و روی تو کفر من و دین من
۲
تا بودم در نظرت قامت تو جلوهگرنیست به سرو سهی الفت و تمکین من
۳
خانه بر انداختن شیوهٔ هر روز توجان به تو پرداختن پیشهٔ دیرین من
۴
شام سیاه فراق به شود از صبح عیدگر تو درائی چو شمع بر سر بالین من
صفحهٔ ۱ از ۲