شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نبود به میگساری عیبی به غیر مستیآن هم چو نیک بینی بهتر ز خودپرستی
۲
از آن دهان و لب گشت بر من یقین که ایزدبر نیستی نهاده است بنیاد ملک هستی
۳
معراج ما ضعیفان در خاکساری آمدچون نی ره بلندی بگزین طریق پستی
۴
از یک شراب بینم اسلام و کفر را مستتا خود چه شیوه بوده است در ساقی الستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth