خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه ز دشمنی همی درپی کشتن منیدوستیت فزایدم وه که چه طرفه دشمنی
۲
خوانمت آفتاب اگر خیره مبین به سوی منزانکه به رخ درین مثل خود تو دلیل روشنی
۳
با تو بدین لطافتت پنجه نمیتوان که تونرمتری ز پرنیان لیک به سختی آهنی
۴
روی تو را به برگ گل کردم اگر مشابهتشاهد بر عقیدتم خود تو به وجه احسنی
صفحهٔ ۱ از ۲