خلوتی با مهستی گنجوی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن خال عنبرین که نگارم به رو زدهدل میبرد از آنکه به وجه نکو زده
۲
قصابوار مردم چشمم به چابکیمژگان قناره کرده و دلها بر او زده
۳
در کوزه آب پیش لبش در چکی چکیستورنه ز دسته دست چرا در گلو زده
۴
عشاق سربهسر همه دیوانه گشتهاندتا او گره به سلسله مشکبو زده
صفحهٔ ۱ از ۱