شعر را زندگی کن
خلوتی با قوامی رازی

شمارهٔ ۴۷ - در مدح بهار و وصف نگار خود گوید

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بستان شو که شاخ از باد خلعت‌ها همی‌ پوشدتقاضا کن که هر گلبن همی با حور می‌کوشد
۲
نه چشم است آنکه بر صحرا جنان باغ کم بیندنه گوش است آنکه در بستان سماع مرغ ننیوشد
۳
کنون عابد کند مسیتی و جان و مال دربازدکنون زاهد کند خرد سِیْکی و هر چه‌ش هست بفروشد
۴
ز گلبن بلبل اندر شوق وقتی خوش همی‌ داردز دلبر بی‌دل اندر عشق جامِ می همی‌ نوشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth