خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۴۸ - غزلی است که در عید فطری گفته است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزه چو بربست رخت؛ عید بیفکند باررسم رهی نقد کن؛ بوسه عیدی بیار
۲
ماه شب عید هست ؛ چون سر چوگان توزان ز طرب همچو گوی؛ خلق بود بی قرار
۳
روزه گیا می درود ؛ گوئی بر آسمانعید بیامد بماند؛ داسش در مرغزار
۴
هست به سالی دو بار؛ عید به اسلام درعید من از روی تو؛ هست به روزی سه بار
صفحهٔ ۱ از ۳