خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۸۱ - در غزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشتر ز عشق خوبان، اندر جهان چه باشدهرکس که عشق ورزد، زر از گزر تراشد
۲
باغی است عشقبازی که اندر بهار شادیهم ابر در فشاند، هم باد مشک پاشد
۳
از درد عشقبازان، وز ناز خوب رویانبلبل همی خروشد، گل رخ همی خراشد
۴
ای دلنواز شیرین، از عاشقان مشفقخوشدلتر از قوامی،دانی که کس نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲