خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۹۰ - در غزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کرده ام ای دوست به عشق تو تولاشد رنج و بلای دلم آن قامت و بالا
۲
شایند تو را جان و روان بنده و چاکرزیبند تو را حور و پری خادم و مولا
۳
با طلعت میگونی و با دولت میمونبا صورت حورائی و با دیده شهلا
۴
حقا که چو جان دارمت و بلکه به از جانهست از دل «من» آگه الله تعالی
صفحهٔ ۱ از ۳