خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۱۹ - به شاهد لغت مست، بمعنی شگوه و گله
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای از ستیهش تو همه مردمان به مستدعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
صفحهٔ ۱ از ۱