شعر را زندگی کن
خلوتی با لبیبی

شمارهٔ ۴۶ - به شاهد لغت جخش، بمعنی علتی که از گلو مانند بادنجان برآید و درد نکند و اگر ببرند بیم هلاکت باشد و اکثر مردم گیلان و فرغانه را باشد

ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از گردن او جخش در آویخته گوئیخیکیست پر از باد در آویخته از بار
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth