خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۵۰ - به شاهد لغت مشکوه، بمعنی مترس و هیبت زده مشو
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تواضع کرد بسیار و مرا گفتز من مشکوه و بی آزار بگذر
صفحهٔ ۱ از ۱